همه با هم یک صدا بخونیم
    ﺗﺎب ﺗﺎب ﻋﺒﺎﺳﯽ ، اﺳﺘﺎد ﻣﻨﻮ ﻧﻨﺪازی !
    “جمعی از دانشجویان مشروط خُل و چِل”

  شما دانشجویین ؟ بعله !!
    درس هم میخونین ؟ نه دیگه تا اون حد !

 

واقعا دقت کردین ؟
    لذتی که در پیچوندن دروس و افتادن با فراغ بال و طیب خاطر هست،
    در حضور ۱۰۰% توی کلاس و پر کردن ۸برگ پشت و رو سر جلسه امتحان و ۲۰ شدن نیست ؟

 واقعا آدم وقتی امتحاناش تموم میشه احساس میکنه دوباره متولد شده !
    من که همچین احساسی دارم شما رو نمیدونم ؟!
 

  اگه توی اینترنت باشی توانایی اینو داری که،
    بدون احساس خواب آلودگی تا صبح بیدار باشی ،
    حالا کافیه ساعت ۱۰صبح از خواب بیدار شی ساعت ۱۱ کتاب بگیری دستت ،
    چنان پلکات سنگین میشه که انگار ۲ شبانه روزه نخوابیدی …

  با اینکه دوست ندارم سر به تنت باشه اما وقتی میگی :
    از صفحه ی چند تا چند حذف …
    دوست دارم پاشم وسط کلاس ماچت کنم
    مرسی معلم جونم

 

    دقت کردین که بعضی امتحانارو با اعتماد به نفس و سینه ستبر میرین برای نمره ۲۰
    ولی وقتی سوالارو میخونین چک میکنین که تا ۱۰ میتونین بنویسین یا نه ؟

 

  من نمیدونم این اساتید چشونه ؟!
    خب عزیز من شما که داری ۹٫۵ میدی خب بده ۱۹٫۵ !! که چی مثلا ؟
    یه ۱ مگه چقدر جوهر مصرف میکنه ؟ اصلا بیا پول جوهرشو خودم میدم ؟
    فکر کنم به خاطر قیمت دلار باشه یا اینکه واردات جوهر ممنوع شده
!

 

    بی همگان به سر شود ، بی تو بسر نمیشود
    این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟
    مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
    گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود
    استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
    دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود
    مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
    به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود
    مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
    خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود
    هرچه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
    چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود
    رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
    این شب امتحان من ، دست به سر نمیشود ؟
    توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
    خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !