دسشویی داره!!!!
به جای اینکه به گذشته نگاه کنید و افسوس بخورید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
به آینده نگاه کنید و مایوس شوید :|
الان قشنگ به زندگی امیدوار شدین یا بیشتر توضيح بدم؟؟
من :|
بابام:((((
کولر :)))
پنکه دستی:!!!
بادبزن:(((
راز چیست؟
چیزیه که دخدرا به همه میگن که به هیچ کسی نگن!

بعضیا هم هستن که به هرکی میرسن میگن تو نیمه ی گمشده ی
من هستی که دنبالت میگشتم …
خب لامصب مگه نیمه ی گمشده ی تو به چند قسمت مساوی
تو جهان تقسیم شده که هر دفعه یکیشو پیدا میکنی ؟؟؟
باران باشد
تو باشی
یک خیابان بی انتها
من میرم خونه چون مریض میشم …
اصن من از آمپول میترسم !
۱ – مینیمایز کردن تمام صفحات نت !
۲ – سایلنت کردن گوشی و قرار دادنش به صورت پشت و رو !
۳ – Sign Out مسنجر !
۴ – گذاشتن یک کتاب ۸۷۶۹۸۲۷۳۴۵۶ صفحه ای جلوی چشم !
۵ – باز کردن New Tab و جست و جو در مورد اون موضوعی که استاد گفته !
۶ – ورق زدن کتاب جوری که صداش بره بیرون اتاق !
۷ – بهم ریختن موهام ، کشیدن یک آه عمییییییییق (یعنی چقد این درس سخته) و اخم کردن و نگاه ملتمسانه به کتاب !
۸– گرفتن یه مداد تو دست و خط کشیدن زیر سطرای کتاب !
و سرانجام بعد این همه کار آخرشم صدای پا از جلوی اتاق رد میشه و این همه تلاش شما بی نتیجه میمونه …
تو یکی دیگه خفه شو.
معلم ﺩﯾﻨﯿﻤﻮﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﮕﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺧﻮﺑﻪ ﻭ ﺩﻭﺱ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺴﺮ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺪﻩ
ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﯾﺎ ﺷﻤﺎ آﺩﺍﻣﺲ ﺟﻮﯾﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯿﺪ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﺪ ؟
ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﻠﻪ!
ینی عاشق این اتحادمون بودم :)))))
پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
.
.
.
.
.
دختر در حال راه رفتن…
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای…
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!
یه سوال دارم ، اینکه میگن سی و دو بار غذاتونو بجوین رو کی رعایت کرده ؟
والا ما اومدیم رعایت کنیم ۱۷-۱۸ بار جویدیم داشت حالمون بهم میخورد
انگار با گوشت کوب له کردی غذارو یه استکان آبم قاتیش کردی
وقتی رسیدن به رستوران , دربون رستوران گفت: سلام بهروز جان ... حالت چطوره ؟؟؟
زنه یه کم غافلگیر شد و به شوهره گفت : بهروز , تو قبلا اینجا بودی ؟؟
شوهر: نه بابا این یارو رو توی باشگاه دیده بودم ...
وقتی نشستن , گارسون اومد و گفت : همون همیشگی رو بیارم ؟؟؟
زنه یه مقدار ناراحت شد و گفت : این از کجا میدونه تو چی میخوری ؟؟؟
شوهر : اینم توی همون باشگاه بود یه بار وقت خوردن غذا منو دید ...
خواننده رستوران از پشت بلندگو گفت : سلام بهروز جان ... آهنگ مورد علاقتو میخونم برات ....
زنه دیگه عصبانی شد و کیفشو برداشت از رستوران اومد بیرون.
شوهره دوید دنبالش . زنه سوار تاکسی شد ....
بهروز جلو بسته شدن در تاکسی رو گرفت و خواست توضیح بده که حتما اشتباهی پیش اومده
و منو با یکی دیگه اشتباهی گرفتن ....
زنه سرش داد زد و انواع فحشا رو بهش داد ...
یهو راننده تاکسی برگشت گفت : بهروز...! اینی که امشب مخشو زدی خیلی بی ادبه ها ....!!
ﺁﻗﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﺎﻻ ﻗﯿﺎﻓﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺒیه
ﺳﻠﻦ ﺩﯾﻮﻥ ﺑﻮﺩ ، ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺍﻭﻟﺶ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﺸﯿﺪﻡ
ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯽ ﺍﺩﺑﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻢ ، ﺍﻣﺎ ﺧﻼﺻﻪ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ
ﺟﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﮔﻔﺘﻢ:
ﺧﺎﻧﻢ ﺷﻤﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﺷﺒﯿﻪ ﺳﻠﻦ ﺩﯾﻮﻥ ﻫﺴﺘﯽ...
ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ: ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺎﻧﻢ
، ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻢ...
ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩ ، ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ
ﺩﯾﮕﻪ ،ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺣﺮﻑ
ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩﻥ ،ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻫﻢ ﻟﭙﺎﺵ ﺍﺯ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺳﺮﺥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﻣﻦ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ:ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﯾﻪ ﺩﻫﻦ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ ﺑﺨﻮﻥ...
ﻫﻤﻮﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭﻡ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ:
ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻫﻤﯿﻨﻮ ﺑﮕﻢ...ﺑﻌﺪ ﯾﻪ
ﻧﻔﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩ، ﺑﻌﺪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ،
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺣﺮﻑ ﻣﻨﻮ ﺗﺎﺋﯿﺪ ﮐﺮﺩﻥ
،ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﺮﺩ ﻭ
ﺷﺮﻭﻉ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ:
Everynight in my dreams , I see you I feeeeeeeeeeeel you...
ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﺎ ﯾﻪ ﮐﻮﻩ ﯾﺨﯽ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻏﺮﻕ ﺷﺪیم|: .
دیشب بابام اومده به داداشم میگه:
تو دیگه بزرگ شدی وقتایی که من نیستم تو مرد این
خونه ای تو باید کولرو خاموش کنی:|
يه دوست خوب مي گفت: آدما مثل کتابن تا وقتي تموم نشدن جذابن.پس سعي کن خودتو جلوي ديگران ورق نزني تا زود تموم نشي.چون وقتي تموم بشي ميرن سراغ يکي ديگه !!!
فراز و نشيب هاي بخت و اقبال آزمون حقيقي خردمندي است و عاقل ترين انسان ها کسي است که ابن آزمون را به خوبي تحمل کند. (ريچارد کابرلند)
مادر با يک دست گهواره و با دست ديگر جهان را تکان مي دهد. (ناپئون بنا پارت)
آنچه هستيد شما را بهتر معرفي مي کند تا آنچه مي گوييد. (رالف والدو امرسن)
انسانها شکست نمي خورند بلکه تلاش خود را متوقف مي کنند. (اليهوروت)
کسي که به کم راضي نمي شود هيچ چيز او را راضي نمي کند. (اپيکور)
موسيقي زبان عاطفه است و کلمات زبان عقل. (آرتور شوپنهاور)
کمال آهسته حرکت مي کند زيرا به کمک زمان نياز دارد. (ولتر)
بردباري طعم تلخي دارد ولي ثمره آن شيرين است. (روسو)
خنده بهترين اسلحه جنگ با زندگي است. (آناتول فرانس)
سکوت بالاترين وسيله تحقير است. (چارلز آگوستين)
زيبايي ناپايدار است ولي فضيلت جاودانه. (گوته)
تحمل يعني چيرگي بر تقدير. (توماس کمبل)
مغز تنبل کارگاه شيطان است. (جان ري)
کسي که مي خواهد به همه چيز برسد به هيچ چيز نخواهد رسيد. (ضرب المثل انگليسي)
هر کس اميد واهي را رها کند به قدر کافي موفق خواهد بود. (ضرب المثل لاتين)
اگر ايمان از ميان برود همه چيز از ميان مي رود. (ضرب المثل آلماني)
بقیه تو ادمه مطلب